السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

197

تفسير الميزان ( فارسي )

مؤلف : اين معنايى كه امام براى آيه كرده از باب ذكر روشنترين مصداق است ، و شايد منظور از روايت بالا هم همين باشد ، و نيز از آن جناب « 1 » از على ( ع ) روايت كرده كه فرمود : ( اكنون براى اسلام نسبى ذكر مىكنم كه نه احدى قبل از من چنين تعريفى كرده و نه بعد از من ، و آن اين است كه : اسلام عبارت است از تسليم ، و تسليم عبارت است از يقين ، و يقين عبارت است از تصديق ، و تصديق عبارت است از اقرار ، و اقرار واقعيتش ادا است ، و ادا ، عمل است ، مؤمن دين خود را از پروردگار خود مىگيرد ، مؤمن ايمانش از عملش شناخته مىشود ، هم چنان كه كافر كفرش از انكارش هويدا مىگردد ، ايها الناس بر شما باد دينتان ، دينتان ، كه گناه در دين بهتر است از كار نيك در بىدينى ، براى اينكه گناه در حال ديندارى آمرزيده مىشود ، و كار نيك در بىدينى قبول نمىگردد ) . مؤلف : اينكه فرمود : اسلام را نسبى ذكر مىكنم كه كسى قبل از من و بعد از من نكرده باشد ، منظورش از نسب ذكر كردن تعريف كردن است ، هم چنان كه مىبينيم در اخبار ، سوره « قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ » به سوره « نسبت رب » ناميده شده ، چون اين سوره خدا را تعريف مىكند . و اما تعريفى كه امام ( ع ) در روايت در غير فقره اول ، يعنى جمله « اسلام تسليم است » براى اسلام كرده ، تعريف به لازمه اسلام است ، و اما در فقره اول تعريف « اسلام تسليم است » تعريف لفظى است ، يعنى لفظ اسلام را به لفظ ديگر تعريف كرده ، كه از آن روشنتر است . ممكن هم هست مراد از اسلام معناى اصطلاحى آن باشد ، و آن دينى است كه خاتم انبيا محمد ( ص ) آورده ، و منظور امام ( ع ) اشاره به آيه شريفه : * ( « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّه الإِسْلامُ » ) * ، و منظورش از تسليم ، خضوع و انقياد قلبى و عملى باشد ، كه بنا بر اين احتمال تمامى فقرات حديث تعريف اسلام به لازمه معنا خواهد بود . و معناى حديث اين است كه اين دين كه نامش اسلام است مستلزم خضوع آدمى براى خداى سبحان است ، خضوعى قلبى و عملى ، و اين خضوع مستلزم آن است كه شخص مسلمان خودش و اعمالش را تحت امر و اراده خدا قرار دهد ، و اين همان تسليم شدن است ، و تسليم شدن براى خدا اين معنا را به دنبال دارد ، و يا مستلزم اين معنا است ، كه شخص مسلمان به خدا يقين پيدا كند ، و شك و ترديدش از بين برود ، و يقين هم تصديق را به دنبال دارد ، و تصديق و يا اظهار صدق دين ، مساله اقرار را به دنبال مىآورد ، و اقرار عبارت است از اذعان و يقين به قرار و

--> ( 1 ) اصول كافى ج 2 ص 45 .